مرگ

پسرجانکم!

مرگ، یک حقیقت کتمان ناپذیر و غیرقابل فرار است و به همین جهت ترس از مرگ را یکی از چهار رنجی میدانند که مبنای تمام ماتم ها و غصه های آدمیزاد است. یعنی خیلی از ترسهای دیگر مانند، ترس از بیماری، ترس از جدایی، ترس از کهولت و… ریشه در همین ترسیدن از مرگ دارد. خب، چرا مرگ ترسیدنی است؟ من قصد ندارم تو را به جواب برسانم و همه یادداشتها فقط در حد انگشت اشاره ای است که نشانی پاسخ را به تو بدهد. تو باید یاد بگیری که این پاسخ نیست که به تو میرسد بلکه این تو هستی که به پاسخ باید برسی

(بیشتر…)

ريزشادي

پسرجانکم! ​ریسمان شادیهایت را به سنگ بزرگ نبند. # بادبادک از سبک بودن است که پرواز را تجربه میکند. اگر شادمانی را متوقف به رخدادهای بزرگ کرده باشی، آنقدر در انتظار #شادی فرتوت و خسته خواهی شد که اگر هم...

تاب

پسرجانکم! امروز اول #تابستان نود و هفت است، و تابستان فصل آزمودن «تاب»هاست. زندگی هم تابستان‌هایی دارد که در آن توان ِخودمان و تاب ِمان را خواهیم سنجید. تاب ِما به قدر استعداد و توانمندیمان در #پذیرش است. میدانی علی؟ پذیرفتن...

گلـ ت

پسرجانکم! برای بار چندم است که این فیلم را نگاه میکنم … آخر تصمیم گرفتم دغدغه ام را برایت بنویسم. فیلم آزادکردن پروانه را میگویم. دیالوگ های بین تو و مهربان و اصرار دلسوزانه تو وقتی که میگی «پروانه برو…...