شرح ِ نشان

پرستار بالای سرت مشغول آماده کردن دستگاه است و دکتر مشغول معاینه های اولیه. از نظر آنها تو چون کودک خوش ذکاوتی هستی تمام مراحل را حفظ هستی و با اصطلاحات پزشکی همگام با تیم درمانی سوال میکنی که فلان موضوع درست است؟ فلان مساله مشکلی ندارد؟ و آنها با ذوق تو را تماشا می کنند. اما من میدانم که مساله، مساله استعداد و ذوق نیست بلکه اضطراب کودکی است که آسایش و آرامش خود را در گروه خوب بودن این واژگان می داند. هرکدام از این ها اگر خوب نباشد می تواند دوره جدیدی از درد را به تو تحمیل کند.

در میان این زبان ریختن ها دکتر به تو می گوید «علی … تو با اینهمه استعداد حتماً میخواهی دکتر شوی» و آنقدر پاسخ این سوال برایش روشن است که از شنیدن «نه» غافلگیر می شود.

  • نه؟
  • نه!
  • پس می خواهی چه کاره شوی!؟
  • مزرعه دار!

سالها پیش وقتی نشان «آقای کوچک» را با چینش حروف طراحی می کردم در ذهنم این بود که تو مرد بزرگی در قواره کوچک هستی و آدمیزادی فراتر از ابعاد تنگ دنیای پیرامونی و به همین جهت «آقای کوچک» را در یک کادر تنگ به گونه ای چیدم که بخشی از آن به بیرون از مرزهای کادر رفته بود یا بهتر بگویم تنها بخشی از یک گستره بزرگ قابل روئیت بود. آن روزی که کلمه مزرعه دار را از تو شنیدم تصمیم گرفتم که اگر روز دیگری اقای کوچک برپا شد رنگ طلایی خورشید، آبی آسمان و سبزه این مزرعه را در پس آقای کوچک اضافه کنم.

littlesir-Logo

دوست دارم روزی تو این نشان را بر تیرک چوبی نقش کنی و بنویسی «مزرعه آقای کوچک»