ولادت

پسرجانکم !

برایت از مرگ نوشته ام و اگر چه در دلم عهد داشتم دنج خلوتم را به دیگری آغشته نکنم اما یکباره تماشای تسبیح مرا وسوسه کرد که برایت از تولد بنویسم .

(بیشتر…)

زنگار

پسرجانکم! آدم رفته رفته زنگار میگیرد، انگار روی آینه خاک نشسته و کم کم از انعکاس حقیقت خود باز میماند. میدانی زنگار یعنی چه؟ یعنی همه آنچیزهایی که «خودت» بودی اما برای دیگران از آن گذشته ای. خواه ناخواه در...

تنوع عوالم

پسرجانكم!  ما اگرچه شانه به شانه هم زندگى ميكنيم اما يكسان زندگي نخواهيم كرد. اينكه ميگويند فلانى در عالم ديگرى سير ميكند، سخن شايسته اى است. هر يك از ما در عالمى غير از عالم ديگرى زندگى خواهيم كرد اما...

حق خطا

پسرجانکم! میدانی من چرا برای تو می توانم صدها نکته تربیتی بگویم و به ارث بگذارم؟ چون خزانه نقصم … هربار که خودم را تماشا میکنم، حفره‌ای و لکه‌ای پیدا میکنم و از آن نکته ای برمی‌آید که برای تو...