رسم وفا

حکایت این خرس قهوه‌ای که معرف حضور هست! قبل از تولد علی خریدیم و قابل پیش بینی بود که مانوس شوند باهم اما فکرش را نمیکردیم نشود جدایشان کرد! یحتمل باید شب خواستگاری خدمت خانواده عروس عرض کنیم در جریان باشید، داماد با خرسش می‌خوابه!

اما قسمت عجیب، این چادر نماز هست! درواقع چادرنماز سال هشتاد و هشت مهربان که قطعا اگر میدونستیم قراره جاودانه بشه، قشنگ ترش رو میخریدیم! هشت سال هست که نمیتونیم این چادرنماز رو از علی جدا کنیم. با توجه به اینکه شبهای زیادی رو توی بیمارستان و اورژانس و… بوده پس بارها آلوده شده و شستیم اما اجازه نمیده لااقل یه نو جایگزین کنیم. فقط همین!

رسم وفا بیاموز !

یک دیدگاه

  1. ناشناس واقعی می گوید :

    سلام
    اُمیدوارم خوب باشید
    تولد شما و علی جان عزیزم رو تبریک میگم 🙂
    سعادتمند باشید ان شاءالله

دیدگاهتان را بنویسید