تربیت مردان

یکی از سوالاتی که بارها به ذهنم خطور میکند این است که در تمام ایام تحصیل که مانند یک اسیر در خدمت #آموزش_پرورش بودیم و در بین تمام کتابهای درسی و سرفصلهای تدریس شده؛ دغدغه کدام #درس و #مشق و #کتاب و بحث این بود که من را به عنوان یک #پسربچه با #زن آشنا کند؟ در مدارس تک جنسیتی با ساختار #پادگانی اصلاً فرضی به نام #جنس دیگر مطرح نبود. ما حتی بعد از راهنمایی یک کادر یا معلم زن نداشتیم که بشود روحیات، رفتارها، رنجش‌ها و خوشایندهای آنان را تجربه کرد.

دانشگاه چطور؟ هیچ مقوله‌ای برای نظام آموزشی تدوین شده توسط #شورای_عالی_انقلاب_فرهنگی حائز اهمیت نبوده که در کتابها و سرفصلهای درسی گنجانده شود الا #تنظیم_خانواده . در این آشفته بازار یک نسل به صورت کاملاً ناآگاهانه با جنس دیگری روبرو شده اند که قطعا بخشی از جذبه ابتدای محض #شناختن و #کنجکاوی بوده. مجرب ترین ِ مردان در مواجه با زنان آنانی بودند که با درک از نقش #مادر یا #خواهر سعی کرده اند #همسر را نیز در قیاس با همان شناخت درک کنند.

از این ازدواج‌های بدون درک صحیح قطعاً یک عده‌ای به حادثه طعم خوشبختی را خواهند چشید. الباقی به دو دسته تقسیم خواهند شد. آنها که با هزینه سنگین متارکه، از ازدواج خارج شوند. آنهایی که با هزینه سنگین تر #نارضایتی_مزمن عمری را در تعهدی پایان ناپذیر بگذرانند.

بارها و بارها در مواجه با #خودمان به عنوان #مردان این بلاد ، غایت #نفهمی و #ندانستن نسبت به #زنان را دیده ام و درک کرده ام. ما همواره #زنان را با مولفه‌های #مردانه تحلیل میکنیم، درست مثل #خودمان درحالیکه آنها فقط مثل #خودشان هستند. ما تمام عمر تربیت پذیری‌مان را با کسانی مثل #خودمان گذرانده‌ایم و حالا باید دوباره تربیت شدن خیلی دیر است.

مقاومت شدید ما نسبت به درک، فهم و الگوبرداری از دیگران به جرم دیگران بودن و سپردن نظام آموزشی به کسانی که اساسا #نظام_سازی را تجربه نکرده بودند ختم به میوه های نارسی شد که امروز به #پدران و #مادران جوان تبدیل شده اند. حال ما چگونه #پسران خود را برای #مرد شدن، #همسر شدن، و #امان شدن باید تربیت کنیم؟

4 دیدگاه

  1. ناشناس واقعی می گوید :

    سلام.
    بله. نظام آموزشی ما از این جهت نقص داره.
    من اصلاً تخصصی در این زمینه ندارم اما درستی صحبت‌های شما و لزوم اعمال برخی اصلاحات اساسی در نظام آموزشی رو درک می‌کنم.
    اما نمی‌دونم چرا مسئولین فقط به فکر آشنا کردن بچه‌ها با ساختار بدنی جنس مخالف اُفتادند؟ من کتاب پر سر و‌صدای این روزها (مربوط به همون سند ۲۰۳۰) که برای آموزش بچه‌های دبستانی می‌خوان بکار بگیرند رو دیدم.
    به نظر من این راهش نیست. تو این کتاب همه چیز رو مصور به بچه‌ها یاد می‌دن و بدتر حس کنجکاوی رو تو بچه‌ها زیاد می‌کنند اما آخرش یک جمله می‌گن که فلان کار فقط برای آدم بزرگاست.
    شما ببینید، ساده‌ترین مثال، کفش پا کردن بچه‌هاست. بچه‌ها ذاتاً تمایل دارند کارهای آدم بزرگا رو تقلید کنند تا خودشون رو بزرگ جلوه بدن. مثلاً کفش پدر و مادرشون رو پا می‌کنند. مثلاً رفتارهای پدر و مادرشون رو بدون اینکه بدونن درسته یا غلط، تقلید می‌کنند.
    اونوقت این بچه‌ تحریک نمی‌شه که برای بزرگ نشون دادن خودش این چیزایی که تو کتاب بهشون با تصویر یاد دادند و مخصوص آدم بزرگا خوندنش رو تقلید کنه؟ حالا بگذریم به اینکه آدمی‌زاد از همیشه و تو هر سنی به نوعی گرایش به جنس مخالف داره (منظورم صرفاً گرایش جنسی نیست). مثلاً همه‌مون تو بچگی‌مون دیدیم پسربچه‌هائی رو که تو جلب توجه یک دختربچه با هم کودکانه رقابت می‌کنند و بالعکس.
    اونوقت این توضیحات و این آموزش‌ها باعث بلوغ زودرس و تمایل بیشتر و زودهنگام‌تر به جنس مخالف نمی‌شه؟
    به جای اینا بهتر نبود نظام آموزشی ما برای آشنا کردن آدم‌ها با جنس مخالف‌شون، بیشتر به ابعاد شخصیتی و اجتماعی توجه کنه؟ مثلاً تو کشورهائی که بچه‌ها از اول با هم مدرسه می‌رن و ارتباطات عادی با هم دارند.
    البته خب فکر کنم به مرور زمان و با بزرگتر شدن‌شون برحسب ذات آدمی‌زاد این ارتباطات عادی از عادی بودنش خارج بشه، اما خب نمی‌دونم چه راه دیگه‌ای می‌تونه وجود داشته باشه؟ نمی‌شه که بردارن دو تا کتاب بنویسن در زمینه شناخت جنس مخالف و بدن دست بچه‌ها تئوری بخونن و یاد بگیرن که!!!!!!!!
    نمی‌دونم. هر زمینه‌ای متخصص می‌خواد.
    اما در کل کاش شناخت جنس مخالف رو فقط در گرو شناخت ساختار بدنی و جنسی نبینند.
    —————–
    سلام
    بحث در این باب مفصل است، فقط یک نکته را به عنوان #پدر و کسی که فضای فرزندهای خردسال این روزها را میبینم عرض کنم. #کودکان امروز را با خودمان مقایسه نکنیم. فرزندان ما زمانی به آموزش مصور خواهند رسید که قبل آن با بسیاری از تصاویر در اینترنت مواجه شده اند. بچه های دبستانی امروز برای ساده ترین تحقیقات به گوگل مراجعه دارند مگر اینکه پیش فرض ما این باشد که امید داریم با یک کنترل صددرصدی همه اینها را منع کنیم. در این صورت اساساً پیش فرض ها را باید مباحثه کنیم.

  2. ناشناس واقعی می گوید :

    موضوع نوشته شما شناخت شخصیتی افراد نسبت به هم بود اما من این وسط انقدر دلم پر بود و نگران آیندهٔ اجرای سند ۲۰۳۰ و تأثیرش روی بچه‌ها بودم که ناخودآگاه حرفم به اون کشیده شد.
    حرص خوردم وقتی دیدم به شناخت شخصیتی و روحی روانی آدم‌ها از همدیگه هیچ اهمیتی نمی‌دن اما برمی‌دارن واسه بچه‌های کوچیک همچین آموزش‌هائی رو می‌ذارن و بدتر کنجکاوشون می‌کنند و بهشون ضربه می‌زنند.
    ببخشید.

  3. ناشناس واقعی می گوید :

    سلام.
    بله. درست می‌فرمائید. من موقع فکر کردن به این سند، خیلی حواسم به شرایط جدید زندگی بچه‌ها نبود.
    _____________________
    در کل، مسئلهٔ تربیت خیلی پیچیده است و البته به مرور زمان پیچیده‌تر هم شده و خواهد شد.
    من خودم شخصاً خیلی بهش فکر می‌کنم.
    یادمه چند سال پیش تو نوشته‌های خود شما خوندم که انسان برای تربیت بچه اول باید خودش رو تربیت کنه (و من کم‌کم متوجه شدم که سخت‌ترین نوع تربیت، تربیت خود آدمه! البته شاید فقط من اینطوری‌ام).
    و بنا به قولی تربیت بچه از سه سال قبل از تولدش آغاز می‌شه.
    ___________________
    یکی از دلایل علاقهٔ من به نوشته‌های شما همین دیدگاه‌هاتون نسبت به زندگی و نحوهٔ تعامل‌تون با علی و تربیتشه.
    خیلی ازتون یاد گرفتم و یاد می‌گیرم.
    خدا خیرتون بده.
    سعادتمند باشید.

پاسخ دهید