کودک یا انسان کوچک؟

اپیزود اول

شما را به یک سفر خیالی دعوت میکنم. فرض کنید شهری هست که در آن پدرها به تنهایی و گاه همراه با مادران، هر صبح خودشان را به زندان معرفی میکنند و برای خواب آزاد میشوند و به خانه برمیگردند. مجازات عدم رعایت این حبس خودخواسته آن است که جیره‌ای برای زندگی دریافت نخواهند کرد.

کودکان در مدت حبس والدین خود نمیتوانند بی سرپرست بمانند و به همین جهت آنها را به محبس ویژه کودکان میسپارند. کارکرد این محبس آن است که کودکان را مانند والدینشان تربیت کند یعنی آنگونه که پس از رشد خودشان را به حبس بسپارند، سر ساعت آمدن و مرخص شدن را بیاموزند و فرانبر باشند.

اپیزود دوم

شما را به سفر خیالی دعوت میکنم. فرض کنید روستایی هست که در آن بسیاری از امکانات نیست اما محبسی هم در کار نیست. پدران و مادران و فرزندان باهم بیدار میشوند، باهم به مزرعه میروند، باهم به کشت و زرع مشغول میشوند و باهم به خانه برمیگردند.

کودکان در این روستا کودک نیستند بلکه انسانی هستند مانند پدران و مادرانشان با این تفاوت که بار را به قدر جثه برمیدارند. یعنی پدر رفته است برای هیزم آوردن، کودک را به دیگری نسپرده بلکه با خود برده با این تفاوت که پدر یک کوله چوب با خودش می آورد و کودک یک شاخه چوب. و مادر اگر بر سر تنور نشسته کودک را به کسی نسپرده بلکه دخترک چند قدم آنسوتر مشغول ورز دادن خمیر است.

به نظرتان در کدام یکی از این دو قاب، کودکان سالم تر و انسان تر پرورش خواهند یافت؟

#حسام_الدین_ایپکچی

دیدگاهتان را بنویسید