ترس

پسرجانكم! 

ترس، شايد مؤثرترين احساسى باشد كه آينده تو را تحت تاثير خود قرار خواهد داد همانطور كه مسيرى كه من و ديگران پيموديم محصول ترس هاى گذشته و پديد آورنده ترس هاى جديد است

 

متداول ترين جنايت والدين، شريك كردن بچه ها در ترس هاى خودشان است و اين جنايتى عمومى است كه تقريبا همه ما به بهترين شكل ممكن آن را انجام ميدهيم 

 

مثلا يكسال قبل تبلت از دست تو افتاد و شكست و آنقدر ناراحت شدى كه عملا ما بجاى توبيخ، ناچار به دلدارى شديم! بعد رفتى و مدتى در اتاقت ماندى و من كنجكاو بودم كه ببينم ماجراى غصه تو به كجا رسيده 

 

منظره اي كه در اتاق ديدم عجيب بود! مشغول جدا كردن اسباب بازيهايى كه كمتر دوستشان داشتى بودي و دليل را كه پرسيدم گفتى ” ميخوام ببرم تو راه گلها ( كنار دستفروش ها) بفروشم تبلتو درست كنم”  

 

على ! يكى از احمقانه ترين كارهاى زندگى ام اين بود كه تو را پشيمان كردم ! چرا؟ چون خودم از همراهى تو ميترسيدم! از قضاوت نسبت به مردى كه كنار پسرش اسباب بازى كهنه ميفروشد ترسيدم و تورا هم ترس خودم اسير كردم 

 

فرايند تخريب يك كودك و آوار كردن ترسهاى غيراصيل بر روح و جان او، آنقدر خزنده و پنهان اتفاق  مى افتد كه من مطمئنم مدعى ترين اساتيد تربيت و پرورش نيز از آن درامان نبودند 

 

واقعا فروختن چند اسباب بازى كنار خيابان چه آسيبى ميتوانست به تو برساند ؟ در مقابل، چنين تجربه اى ميتوانست چقدر مؤثر و منحصر به فرد باشد؟ به اندازه چند كلاس و كارگاه ميتوانست تو را با #اعتماد_به_نفس #جسارت_ابراز و #تربيت_حريت آشنا كند؟ پسرك ، من بايد از روح زنگار نگرفته تو مى آموختم و از ترس خودم ميگذشتم … ما روزى با هم از اين ترس عبور خواهيم كرد

باشه بابا؟

#آقاى_كوچك

#حسام_الدين_ايپكچى

#باباگفت

#ترس

#تجربه

#زندگي

دیدگاهتان را بنویسید