رفتن

حالا دیگر با ادبیات جدیدی آشنا شدیم. وقتی ساعتی از بخش بیرون می روی و برمیگردی؛ صورت بهت زده مادرانی که کنار تخت کودکان خود نشسته اند نشان از غوغایی میدهد که در چند دقیقه برپا شده است. اما به رعایت ِ دل ِ کودکان ِ خواب و بیدار بخش؛ هیچ صحبتی به صراحت بیان نمی شود…

چشمانم دو دو میزند به دنبال بچه ها … علی هست … اما تخت بالاسر ! خالی است … (بیشتر…)